سازمان سینمایی سوره | ورود انیمیشن ایرانی به چرخه رسمی بازار جهانی
اکران سراسری یوز در روسیه آغاز شد
از شب قدر تا صبح امید ملت؛
«خامنهای» نامی که آرامش بخش شد همزمانی نزول برکت شب قدر با طنین «خامنهای» در احیا، نه تنها یک انتخاب سیاسی، بلکه تجلیگر عهدی الهی بود که در دل تاریکی جنگ، چراغ امید را در سینههای ملت روشن کرد و آرامشی عمیق را جایگزین هراس کرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، دیشب آسمان ایران زمین نه تنها ستارههای شب قدر را به خود دید، بلکه شاهد درخشش ستارهای دیگر بود که بر فراز این مرز و بوم تابید؛ ستارهای که نامش «خامنهای» بود و بوی آرامش و پایداری میداد. همزمان با احیای باشکوه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان و در حالی که میلیونها مؤمن در مساجد و خیابانها مشغول مناجات با خالق بودند، خبری تاریخی از سوی مجلس خبرگان رهبری مخابره شد: «آیتالله سید مجتبی خامنهای» به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
همزمانی این دو رویداد، تصادفی نبود؛ درست در لحظهای که صدای «الله اکبر» و شعارهای حماسی مردم در احیا طنینانداز میشد و نام «خامنهای» بر زبانها جاری بود، خبر رسمی انتخاب فرزند رهبر فقید، موجی از شادی و آرامش عجیب را در جامعه ایجاد کرد؛ اما چرا انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای، بلافاصله به «ضدِ یأس» تبدیل شد و دل مردم را آرام کرد؟ و چرا امید ملت ایران به این رهبر جوان، با توهم مخالفان نسبت به ترامپ تفاوتی بنیادین دارد؟
سید مجتبی؛ فرزندی که در مکتب پدر پرورش یافت
آیتالله حاج سید مجتبی خامنهای، فرزند دوم رهبر شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای، در سال ۱۳۴۸ در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. مسیر علمی و معنوی ایشان از مدرسه مبارکه آیتالله مجتهدی تهرانی آغاز شد و با حضور در کانون دفاع مقدس و همنشینی با رزمندگان اسلام، رنگی از جهاد و ایثار به خود گرفت. پس از پایان جنگ تحمیلی، ایشان در سال ۶۸ برای تکمیل معارف حوزوی عازم قم شد و تا اوایل سال ۷۱ در این شهر مستقر بود. پس از آن، به مدت پنج سال به تهران مراجعت نمود و تحصیلات خود را در آنجا پی گرفت.
سال ۷۶ با بانوی شهیده زهرا حداد عادل ازدواج کرد و در همان سال برای بار دوم و جهت کسب فیوضات معنوی و تکمیل تحصیلات، راهی قم گردید. تحصیلات رسمی او در حوزه علمیه با حضور در محضر پدر و اساتید برجسته در مشهد و قم ادامه یافت. این عالم ربانی، دروس سطوح عالی را از محضر اساتیدی چون آیات احمدی میانهجی، رضا استادی و اوسطی فرا گرفت و سپس دروس خارج فقه و اصول را علاوه بر محضر والد شهیدشان، از محضر حضرات آیات عظام شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، آقا مجتبی تهرانی و شیخ محمد مؤمن قمی بهرهمند شد.
حضور مستمر و فعال بیش از ۱۷ سال در دروس خارج، ارائه تقریرات علمی به زبان عربی و پیگیری دقیق نکات علمی در قالب اشکال و نقد، توجه ویژه بزرگان حوزه را به ایشان جلب کرد. نکتهای که درباره ایشان بارها از سوی نزدیکان بیان شده، شباهت چشمگیر سبک رفتاری و فکری او به پدر است؛ سادهزیستی، اخلاص در عمل، و دوری از هرگونه تجملگرایی. او همواره زندگیای در حاشیه و دور از جلب توجهات رسانهای داشته و بیشتر وقت خود را در خدمت به مردم و تدریس و پژوهش سپری کرده است.
همزمانیِ معنوی؛ وقتی «الله اکبر» با «خامنهای» گره خورد
دیشب، صحنهای بینظیر در تاریخ انقلاب رقم خورد. در حالی که مجلس خبرگان پس از روزها بررسی و مشورت، رأی نهایی خود را به نفع آیتالله مجتبی خامنهای اعلام کرد، مردم در سراسر کشور در حال احیای شب قدر بودند. نکته حیرتانگیز، واکنش مردم بود؛ به محض اعلام نام «آیتالله سید مجتبی خامنهای» به عنوان رهبر جدید، شعارهای «الله اکبر،خامنهای رهبر» با صدای بلند در مساجد و خیابانها طنینانداز شد. این صحنه پیامی عمیق داشت: مردم ایران، نام «خامنهای» را نه تنها به عنوان یک نام خانوادگی، بلکه به عنوان یک «مکتب» و «تضمین» میشناسند.
همزمانی این انتخاب با شب قدر، در اذهان عمومی این معنا را ایجاد کرد که این انتخاب، مورد تأیید الهی و نتیجه دعاهای ملت در این شبهای مقدس بوده است. آرامشی که پس از این خبر در جامعه حاکم شد، ناشی از این باور بود که «امام» و «امت» همچنان در کنار هم هستند و خط مقاومت ادامه خواهد یافت.
تفاوت امیدِ «خامنهای» و توهم «ترامپ»
اما چرا امید مردم ایران به رهبر جدید، با امید مخالفان نظام به شخصیتی مانند ترامپ یا شاهزادههای خارجنشین تفاوت دارد؟ پاسخ در ماهیت این دو امید نهفته است. امید مخالفان، یک «امید وابسته» و «سمّی» است. آنها به شخصیتی مثل ترامپ یا رضا پهلوی امید بستهاند که نه تنها هیچ همخوانی با فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی ندارد، بلکه سابقهای سیاه از خیانت، تجاوز و وابستگی به بیگانگان دارد.
امید آنها بر پایه «نفرت از خود» و «تکیه به بیگانه» بنا شده است؛ امیدی که در عمل منجر به ویرانی کشور، نابودی زیرساختها و کشتار مردم (همانطور که در این روزها شاهد بودیم) میشود. این امید، توهمی بیش نیست که با پول و تبلیغات رسانهای تغذیه میشود و در برابر واقعیتهای میدانی، پوچ و بیاساس از آب درآمده است. در مقابل، امید مردم به آیتالله مجتبی خامنهای، یک «امید درونی»، «بومی» و «ریشهدار» است. این امید ناشی از شناخت عمیق ملت از مکتب خامنهای است.
مردم میدانند که رهبر جدید، فرزند همان مکتبی است که ۳۵ سال در برابر زورگوییهای جهان ایستادگی کرد. امید به او، امید به «استقلال»، «عزت» و «عدالت» است. مردم میدانند که او در کنارشان زندگی کرده، درد آنها را چشیده و سادهزیستی پیشه کرده است. این امید، بر پایه «عشق به وطن» و «ایمان به خدا» بنا شده و در سختیها، پشتوانهای محکم برای مقاومت میشود، نه ابزاری برای ویرانی.
سبک زندگی علوی در برابر تجملات سلطنتی؛ شجاعت در میدان، فرار در اوج امنیت
یکی از مهمترین دلایل محبوبیت و اعتماد مردم به خانواده رهبری، سبک زندگی آنهاست که تصویری کامل از سبک زندگی علوی و اهل بیت (ع) را به نمایش میگذارد. زندگی در خانههایی ساده، پوشیدن لباسهای معمولی، خوردن غذاهای ساده و دوری از هرگونه تجملگرایی و اشرافیگری، چهرههایی چون آیتالله سید علی خامنهای و فرزندشان آیتالله مجتبی خامنهای را از سیاستمداران غربی و شاهزادههای خارجنشین متمایز میکند. اما در کنار سادهزیستی، «شجاعت» و «استقامت» دیگر ویژگی بارز این خط است که در روزهای اخیر خود را به شکوهی نشان داد.
پیش از شهادت رهبر انقلاب، رسانههای معاند و دشمنان قسم خورده، شایعات کثیفی را مبنی بر فرار رهبر به همراه خانوادهاش منتشر میکردند اما واقعیت چیز دیگری بود؛ رهبر ما در پستوی تلاش و دفاع از میهن، در محل کار خود به شهادت رسید و تمام آن دروغها بر ملا شد. اکنون، سید مجتبی خامنهای فرزند همان پدر رشید است؛ فرزند همان مکتبی که درس ایستادگی را با خون و جان آموخته است.
در سوی دیگر ماجرا، شاهزادههایی مانند رضا پهلوی و تیم همراه او قرار دارند که در کاخهای مجلل در اروپا و آمریکا زندگی میکنند، با لیموزینهای گرانقیمت تردد میکنند و زندگیای کاملاً اشرافی و مبتذل دارند. آنها در اوج امنیت، فرار میکنند و از دور، چشم به ویرانی کشور خود و مردم بیگناه دوختهاند. این تضاد آشکار، برای مردم ایران کاملاً روشن است. مردم میبینند که رهبرشان در همان خانهای زندگی میکرد که سالهای پیش بوده و هیچ تغییری در سبک زندگی او ایجاد نشده بود، اما مدعیان دروغین، هر روز در پی کسب رفاه بیشتر برای خود هستند.
سبک زندگی ساده، مردمی و پرهیزگارانه
آیتالله سید مجتبی خامنهای، بینیاز از هرگونه شعار، زبان گویای حقیقتی است که در دلها نفوذ میکند؛ حقیقتی که میگوید او درد و رنج مردم را لمس کرده و در همان سطح و کنار آنها باقی خواهد ماند. این پشتوانه مردمی و همدلی، در برابر رؤیاپردازیهای شاهزادههایی که از دور و در آسایش، چشم به ثروت و قدرت دوختهاند، سدی محکم میسازد و اعتماد عمومی را به سوی خود جلب میکند.
انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای در شب قدر، نه تنها یک رویداد سیاسی، بلکه یک رویداد معنوی و اجتماعی بود که نشان داد مردم ایران با وجود تمام فشارها و تهدیدها، همچنان به آرمانهای انقلاب پایبندند. نام «خامنهای» دیگر فقط یک نام نیست؛ بلکه نماد مقاومت، عفت، و استقلال است. آرامشی که دیشب بر جامعه حاکم شد، ناشی از این باور بود که کشتی انقلاب، همچنان توسط کاپیتانی که از جنس خود مردم است، هدایت میشود و امید به آینده، در سایه این رهبری جوان و پخته، هر روز پررنگتر خواهد شد.
منبع: ایرنا
2026-03-09
T
T