آذربایجانغربی | رئیس اداره تبلیغات اسلامی خوی:
محور اصلی برنامههای ماه رمضان ، نهضت ملی زندگی با آیههاست
برادر جودوکار شهید اصفهانی از سرباز وطن میگوید
۲۴ ساله بود و مجرد؛ پدر و مادرش آرزوها برایش داشتند. اول آذر امسال با هزار سلام و صلوات راهی خدمت مقدس سربازی شده بود تا به کشورش خدمت کند. جوان جودوکاری که آرزوهای زیادی برای آینده اش داشت اما مدت کوتاهی از اتمام دوره آموزشیاش گذشته بود که با آغاز جنگ، سرنوشت، راه شهادت را پیش رویش قرار داد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، 24 ساله بود و مجرد؛ پدر و مادرش آرزوها برایش داشتند. اول آذر امسال با هزار سلام و صلوات راهی خدمت مقدس سربازی شده بود تا به کشورش خدمت کند. جوان جودوکاری که آرزوهای زیادی برای آینده اش داشت اما مدت کوتاهی از اتمام دوره آموزشیاش گذشته بود که با آغاز جنگ، سرنوشت، راه شهادت را پیش رویش قرار داد.
برادر حمیدرضا جهانبخش میگوید: «حمیدرضا حدودا 14 ساله بود که به ورزش جودو علاقمند شد و تا گرفتن کمبرند مشکی هم پیش رفت. آنقدر در این ورزش خوب کار کرده بود که برای حضور در تمرینات تیم ملی هم انتخاب شده بود. اما به دلیل بعد مسافتی که از شهرستان «تیران» در استان اصفهان تا تهران داشتیم، از حضور در تیم ملی منصرف شد.» حمیدرضا در سالهای فعالیتش در ورزش جودو، علاوه بر انتخاب شدن برای تیم ملی، قهرمانی استان، و قهرمانی شهرستان را نیز در کارنامه موفق خود داشت.
مدتی بعد از این که از رفتن به تیم ملی منصرف شد، وارد دانشگاه هلالاحمر شد و مدرک کارشناسی خود را در رشته امداد و سوانح کسب کرد. برادرش میگوید: «حمیدرضا در ستاد انتظامی نجفآباد خدمت میکرد. شب قبل از شهادتش خانه بود. در صحبتهایی که میکردیم، وصیت کرد و میدانست که چند وقت دیگر شهید میشود. همان شب وصیت کرد که در شهرستانمان «تیران» او را به خاک بسپاریم. حتی وصیت کرد که به کسی بدهکار نیست.»
یک روز بعد یعنی یکشنبه 17 اسفند 1404 حوالی 8 صبح، ستاد نیروی انتظامی توسط جنایتکاران آمریکایی- صهیونیستی بمباران شد و حمیدرضا نیز به شهادت رسید. دقیقا یک هفتهای از عروجش گذشته بود که پیکرش مطهرش در همان جایی که گفته بود به خاک سپرده شد و حالا خانوادهاش ماندهاند و خاطرات پسری که قرار بود امیدشان باشد.
2026-03-23
T
T